وقتی از پنجره کوچه صدایم کردی
من سرم گرم خودم بود که با حیله عشق
آمدی بی سبب از خویش جدایم کردی
سخن از همدلی و همسفری بود که باز
در پس وسوسه ای گنــــگ رهایم کردی
به جز از خویش بریدن به جز از دلتنگی
می روی مسئله ای نیست ولی حیف نبود
-عسل نیکزاد-
وقتی از پنجره کوچه صدایم کردی
من سرم گرم خودم بود که با حیله عشق
آمدی بی سبب از خویش جدایم کردی
سخن از همدلی و همسفری بود که باز
در پس وسوسه ای گنــــگ رهایم کردی
به جز از خویش بریدن به جز از دلتنگی
می روی مسئله ای نیست ولی حیف نبود
-عسل نیکزاد-