تبليغاتX
تا شقایق هست زندگی باید کرد. . . - خدا و گنجشك
_گنجشك به خدا گفت:
لانه ي كوچكي داشتم
آرامگاه خستگيم،
سرپناه بي كسيم، 
طوفان تو آن را از من گرفت.
كجاي دنياي تو را گرفته بود؟

_خدا گفت:
ماري در لانه ات بود،
تو خواب بودي،
باد را گفتم لانه ات را واژگون كند.
آنگاه تو از كمين مار پر گشودي!
چه بسيار بلاها كه از تو به واسطه ي محبتم دور كردم و تو ندانسته به دشمني ام برخاستي. . .!

+ نوشته شده در جمعه 1387/07/12ساعت 18:6 توسط محمد |