. . . آنم، من آن، كه در طلب گرم بوسه اي
خود را به آب مي زد و آتش
اينك،
چشم انتظار بوسه سردي نشسته است
و چشم بسته است،
از هر چه هاي و هوي و
هياهوي و
هوي و هاي
حتي صداي پاي. . .!
-حميد مصدق-
. . . آنم، من آن، كه در طلب گرم بوسه اي
خود را به آب مي زد و آتش
اينك،
چشم انتظار بوسه سردي نشسته است
و چشم بسته است،
از هر چه هاي و هوي و
هياهوي و
هوي و هاي
حتي صداي پاي. . .!
-حميد مصدق-