تبليغاتX
تا شقایق هست زندگی باید کرد. . .
_گنجشك به خدا گفت:
لانه ي كوچكي داشتم
آرامگاه خستگيم،
سرپناه بي كسيم، 
طوفان تو آن را از من گرفت.
كجاي دنياي تو را گرفته بود؟

_خدا گفت:
ماري در لانه ات بود،
تو خواب بودي،
باد را گفتم لانه ات را واژگون كند.
آنگاه تو از كمين مار پر گشودي!
چه بسيار بلاها كه از تو به واسطه ي محبتم دور كردم و تو ندانسته به دشمني ام برخاستي. . .!

+ نوشته شده در جمعه 1387/07/12ساعت 18:6 توسط محمد |


نفس باد صبا مشک فشان خواهد شد
عالم پير دگرباره جوان خواهد شد

ارغوان جام عقيقی به سمن خواهد داد
چشم نرگس به شقايق نگران خواهد شد

اين تطاول که کشيد از غم هجران بلبل
تا سراپرده گل نعره زنان خواهد شد

گر ز مسجد به خرابات شدم خرده مگير
مجلس وعظ دراز است و زمان خواهد شد

ای دل ار عشرت امروز به فردا فکنی
مايه نقد بقا را که ضمان خواهد شد

ماه شعبان منه از دست قدح کاين خورشيد
از نظر تا شب عيد رمضان خواهد شد

گل عزيز است غنيمت شمريدش صحبت
که به باغ آمد از اين راه و از آن خواهد شد

مطربا مجلس انس است غزل خوان و سرود
چند گويی که چنين رفت و چنان خواهد شد

حافظ از بهر تو آمد سوی اقليم وجود
قدمی نه به وداعش که روان خواهد شد
+ نوشته شده در یکشنبه 1387/07/07ساعت 4:12 توسط محمد |